بزرگترین سوالی که در ذهنم مطرحه اینه که آیا مربی بزرگی مثل پکرمن چیزهایی که هر بیننده ای به وضوح می تونست ببینه رو نمی دید؟ آیا اون متوجه نبود دفاع آلمان در عمق بسیار شکننده است.
چرا هیچ کدوم از حملات در عمق طرح ریزی نشدن؟
آیا اون نمی تونست لیونل مسی رو بیاره توی بازی؟ اون رو برای چه موقعی نگهداشته بود؟
چرا ریکلمه بازی ساز آرژانتین تعویض شد؟ اون هم در شرایطی که تیم احتیاج به استفاده از قدرت حفظ توپ بالای این بازیکن داشت.
آیا نمی دونست نباید بازی به ضربات پنالتی کشیده بشه؟
مشکل اینجاست که واقعا حذف آرژانتین رو نمی شه به حساب اتفاقات فوتبال گذاشت. این تیم آرژانتین بهترین تیم تمام ادوار گذشته آرژانتین در جام جهانی بود. و بلکه بهترین تیم این جام و شاید همه جام های گذشته. تیمی که به معنی واقعی کلمه یک تیم بود. با ستارگانی که همواره در خدمت تیم بودند و جام جهانی رو ویترینی برای جذب شدن در باشگاه های بهتر اروپایی نمی دیدند. آرژانتین هر موقع که اراده کرد، بازی را در اختیار گرفت و یک ایده آل را در تمام پاسکاری ها و حرکت های تیمی به نمایش گذاشت. بازی آرژانتین و پاسکاری های دقیق و زیبای اونها، و رفتار متواضعانه و به دور از خشونت اونها دقیقا چیزی متفاوت با تمام ادوار گذشته و بلکه تمام تیم های دیگر جام ۱۸ ام بود. یقینا عملکرد این تیم حاصل زحمات مربی شون بود. اما سوال اینجاست که چرا مربی که چنین تیمی رو درست کرده به زعم بینندگان چنین اشتباهات مهلکی رو انجام می ده؟
شاید فقط یک جواب قانع کننده وجود داره: پکرمن هم ترسید. مثل صدها مربی دیگه ای که خیال می کنن می شه یه گل زد و رفت توی دفاع و مطمئن بود که به خیر می گذره. و هزینه این ترس رو پکرمن متاسفانه پرداخت خواهد کرد. احتمالا هیچ کس در آرژانتین نخواهد گفت چقدر آرژانتین زیبا بازی کرد در این جام. همه خواهند گفت چرا مسی بازی نکرد؟ چرا آرژانتین حذف شد؟؟!!
برای من به عنوان یک طرفدار همیشگی فوتبال آرژانتین که به دلایل بسیاری همواره به این کشور و به فوتبالش تعلق خاطر دارم، حذف آرژانتین بسیار تاسف بار و حسرت انگیز بود.اگرچه که برای کلینزمن به عنوان یک انسان با ارزش های بالای انسانی خیلی احترام قائل هستم. هنوز در یاد ایرانی ها کمک های کلینزمن هنگام زلزله رودبار و زنجان و منجیل و زلزله بم و... مونده. پس اگرچه کلینزمن و آلمانی ها در عین ناشایستگی آرژانتین رو حذف کردن .اما باید تا ساعت 5/22امشب صبرکنیم تا ببینیم دربرابرتیم خوب ایتالیا چه کار خواهند کرد.
بسمه تعالی
همکاران صدیق مطبوعات استان اردبیل
اینجانب که افتخار بیش از 15سال خدمت به جامعه مطبوعاتی استان اردبیل را دارم ، با توجه به اینکه در آستانه انتخابات سومین دوره شورای مرکزی خانه مطبوعات استان اردبیل قرار داریم برحسب وظیفه به عنوان یکی از پیشکسوتان مطبوعاتی استان اردبیل که توفیق خدمت در نشریات مبین ، ابرار ، اخبار ، جامعه ، نشاط ، خرداد ، عصر آذادگان ، اقبال ، ایران و جام جم را داشته و در این مدت با چاپ ویژه نامه های متعدد استانی از جمله ابرار و اخبار در سالهای 73،72،71 که در نبود نشریات محلی خلاء آنها را پر می کرد ، چاپ ویژه نامه ایران و جام جم به صورت روزانه در سال 82 تا 84 قسمتی از افتخارات خدمتم به شهروندان و جامعه مطبوعاتی استان اردبیل بوده مختصر عرایضی را در مورد آنچه در این روزها بر سر مطبوعات استان اردبیل آمده است به خدمت شما عزیزان می رسانم:
نوشتن از درد مطبوعات و اهالي مطبوعات در شرايط كنوني علاوه بر شجاعت ، كمي هم از خود گذشتگي مي طلبد. در فضاي مطبوعات فعلی و در حالي كه عده اي از هر صنفي و با هر هدفي وارد اين عرصه شده اند و رويارويي با اين افراد جهت ايجاد همدلي و ياد آوري وظيفه خطيرشان به عنوان فردي كه سالهاست در اين عرصه زحمت كشيده اند آنهم از سر دلسوزي خطري بسيار دارد.
چند سال اخير در همين استان ما عده اي که نمی توان اسم آنها را مطبوعاتی گذاشت به هر طريق ممكن با توجه به فرصت پیش آمده در این آشفته بازار مطبوعاتی با توهين و تهمت به فعالین مطبوعاتی با نيرنگ و حيله برای رسیدن به اهداف غیر مطبوعاتی خود عنوان چند روزنامه را به دست آورند و يا عامل توزيع يك نشريه شدند.
اين عده معتقدند كه بايد تمام سرپرستي هاي روزنامه هاي سراسري و و حتي مطبوعات محلي را به نام خود به دست آورند تا بدين طريق مغازه ارز آوري شان رونق يابد و به عبارتي براي خودشان مافياي مطبوعاتي درست كنند.
همکاران عزیزم صادقانه بگويم درحال حاظر صداقت در صنف ما جايش را به زيرآب زني و تخريب وجهه همديگر داده است و ديگر فضاي كار كردن برای فعالان اصیل مطبوعاتی وجود ندارد. جایگاه یک خبرنگار با یک ویزیتور هنوز در جامه مطبوعاتی استان ما تعریف نشده است .
بي توجهي و گاهي بي مهري بسياري از مسئولان فرهنگی استان را اكنون نسبت به خود مي بينيم که حاصل حضورورفتار ناصحيح و موذي گري ورود ی به این صنف است.
در اين ميان خانه مطبوعات به عنوان تنها ملجا ممكن براي ما به دلايل مختلف و عدم وجود صداقت همكاران از بدو تأسيس دچار ضعف ساختاري و عملكردي بوده است
خانه مطبوعات استان اردبیل که در سال 80به همت عده ای از دلسوزان مطبوعات که بنده نیز توفیق خدمت در آن را داشتم تشکیل شده بود متاسفانه در این مدت آن طور یکه باید به این تشکل به چشم یک صنف نگاه شود دیده نشده است واین تشکل درطول حیات خود بیشتر مسیر حاشیه ی راطی کرده تا کار، عده اي كه در انتخابات اين خانه صاحب رأي اكثريت نمي شوند عقده گشايي مي كنند و به آنچه كه به آن اشاره شد يعني صداقت و همدلي پشت پا مي زنند ودر اين میان ضعف اساسنامه هميشه آن را ناكارآمد مي كند!
محدود شدن عملكرد خانه مطبوعات به برگزاري مراسم و آيين گراميداشت روز خبرنگار ، قرعه كشي موبايل و برگزاري چند كلاس آموزشي از جمله ضعف هاي آن در شوراي مركزي است.
یکی از عمده ترین انتقادات به این نهاد مطبوعاتی همين افزايش نفرات غیر مطبوعاتی و اعضاي صنف مطبوعات است. وقتی زمان عضویت در تعاوني مسكن و يا اعطاي تسهيلات بسيار كوچك حتي توزیع بن خريد كتاب فرا می رسد ناگهان تعداد خبرنگاران استان به بيش از 200 نفر مي رسد و همين افزايش جمعيتمان و مدعي شدن تجار مطبوعاتي هميشه این صنف را از رسيدن به حداقل حقوق صنفي خود محروم می کند.در چنين شرايطي به نظر مي رسد بايد براي ساماندهي اوضاع باز دست به گريبان افراد با تجربه و دلسوزان اين عرصه شد و از جواناني كه علاقمند به اين امر فرهنگي هستند كمك گرفت.
اما چگونگي آن و راه عملی کردن این موضوع بايد توسط خودمان ترسيم شود و تنها چيزي كه هم اكنون سرنوشت آن در دست خودمان است همین خانه مطبوعات است.بايد قبول كنيم كه هم اكنون همه ما خوب نيستيم و عده اي خود را به نام مطبوعاتي و خبرنگار در ميان ما جا زده اند و حداكثر سوء استفاده را از عنوان خبرنگاري و مطبوعاتي مي كنند و اين امر زاييده عدم ضابطه مند بودن ورودي هاي جديد بر اين صنف است.
جوانان بی ادعای مطبوعاتی شهرمان ،اصحاب قلم استان اردبیل ،اکنون که در آستانه انتخابات سومین دوره شورای مرکزی خانه مطبوعات استان اردبیل قرار گرفتیم سرنوشت صنفی خود را به کسانی بسپاریم که بتواند این کشتی به گل نشسته را به ساحل برساند .به افرادی رای بدهیم که بنواند ازحق وحقوق حداقلی ما که درقالب تعاونی های مسکن ،مصرف ،بیمه، وسرسامان بخشیدن به نشریات محلی، سراسری ،توزیع ،آگهی ها ودریافت مطالبات به حق خبرنگاران دفاع کند. به کسانی هم اجازه ندهیم که این تشکل صنفی ما را دستخوش سیاست بازی ها وباند مافیای که درمطلب بالا به آن اشاره شد بکند.
همه اينها را كه مي گوييم باز به ياد تكرار اين واقعيت مي افتيم كه چقدر شنيديم و نگفتیم و چقدر ديديم و نگفتيم که ما را به این روز و به اين وخامت اوضاع رهنمون کرد.
به ياد آن مي افتيم كه اين قطار گفته های ما ناشي از دانستن ، خواستن و در نهايت نتوانستن ماست تا كي به مقصد برسد.
ولي اين بار اراده براي عمل و تصميم براي اجرا بيشتر است به شرط صداقت ، همدلي و ضابطه مندي.
یادآور می شود که برای برون رفت از این وضعیت باید خودمان آستینها را بالا زده و از ورود افراد کم جرات جلوگیری کرده و کشتی به گل نشسته و کاروان در مه مانده را به سر منزل مقصود خود راهنمایی کنیم.
دراطلاعیه قبلی نامه اینجانب به اصحاب مطبوعاتی استان اردبیل یک سری سوی تفاهماتی از سوی بعضی از همکاران در رابطه با این نامه پیش آمده است .ضمن بازسازی مجدد اطلاعیه یادشده اعلام می کنم بنده از نوشتن این نامه هیچ گونه قصد تخریب شخص ویا افرادی را نداشته وندارم ونامه بنده بازگو کنده دردمطبوعات استان اردبیل است . واسلام اصغردوستدار


