به بهانه افتتاح ورزشگاه حسین رضازاده اردبیل
حکایت یک روز بارانی:
این رود ، هیچ وقت به دریا نمی رسد!
حسن فاخری ـ اصغر دوستدار
کوتاه سخن:
برنامه ریزی و سپردن امور به دست اهل آن و تعیین دقیق وظایف جزو اصول مدیریتی است که در هر برنامه و هدف بزرگ به آن دقت فراوانی می شود. این امر به قدری مهم است که توان هر مدیر و مجموعه ای را نه در انجام کار بلکه با اجرای کامل آن می سنجند به طوری که می گویند: هر هدف و برنامه ای که بر اساس برنامه ریزی و اصول تعریف شده قبلی مجریان پیش نرود ، نشانه ای از توان فکری و عملی مجریان آن دارد.
تعیین هدف ، الگوسازی برای اجرا و مشخص نمودن مسوولیت ها مقتضیاتی دارد که از آن جمله می توان به توان همفکری ، استفاده از تجربیات دیگران ، اعتماد به دیگران و موارد مشابه اشاره کرد. شاید به جا باشد که در این مقال نمونه ای از طنز مشهور وجود چاله دردسر ساز در یکی از شهرها را بیاوریم. می گویند در یکی از خیابانهای یکی از شهرهای کشور چاله ای وجود داشته که به علت گود بودن و عمق زیاد موجب گرفتاری و شکستن سر و دست شهروندان می شده است. بزرگان شهر برای حل این مشکل جمع شده و در صدد جستجوی راه حلی برآمدند. یکی از آنها پیشنهاد داد که در نزدیکی این چاله آمبولانسی را به صورت کشیک مستقر کنند و هر وقت شهروندی به داخل آن افتاد ، به داد وی برسند و آن نگون بخت را به بیمارستان منتقل کند. فردی دیگر پیشنهاد داد که بهتر است در نزدیکی این چاله بیمارستانی جدید احداث کنند تا خدای نکرده فرد مصدوم به علت ترافیک شهر جان خود را از دست ندهد. آخرین فرد نیز پیشنهاد جالبی داد و گفت که در شهر بیمارستانهای زیادی وجود داد و احداث بیمارستان جدید ضرورتی ندارد. بهتر است که این چاله را پر کنند و چاله ای به همین ابعاد و ویژگی ها در نزدیکی یکی از آن بیمارستانهای موجود بکَنَند. حال حکایت برنامه ریزی برای افتتاح ورزشگاه شش هزار نفری حسین رضا زاده اردبیل را می توان جزو همین گونه برنامه ریزی ها ارزیابی کرد. چون در برنامه افتتاح این ورزشگاه هر سلیقه ای امتحان شد و نتیجه ای که برآیند این سلایق باشد ، حتی چندان خوشایند مجریان و متولیان امر نیز واقع نشد.
سرانجام بعد از گذشت پنج سال از کلنگ زنی ورزشگاه شش هزار نفری جهان پهلوان حسین رضازاده در دوران دولت خاتمی توسط رییس سازمان تربیت بدنی وقت جناب آقای مهرعلیزاده این طرح ورزشی نمونه و منحصر به فرد در چهارم اردیبهشت ماه به بهره برداری رسید.
این طرح ورزشی که با 50 درصد پیشرفت تحویل دولت نهم و مسوولان تلاشگر !!! آن در استان شد هر چند که دارای حواشی متعددی در مکان یابی ، کوتاهی برخی از مسوولان و متولیان وقت و فعلی ، تخلفات پیمانکاری در حین اجرا که مورد اعتراض یکی از نمایندگان اردبیل نیز واقع شد ، تاخیر در احداث و مصادره به مطلوب کردن توسط مدیران دولت نهم بود ، ولی در هر حال احداث آن را می توان افتخاری برای استان و یادگاری از دولت گذشته دانست و به منزله بذری تصور کرد که در گذشته کاشته شد و توسط مدیران دولت جدید درو شد.
در زمان آغاز احداث این طرح ورزشی با وجود مخالفت هایی که برای ساخت آن در استان اردبیل در سازمان تربیت بدنی کشور وجود داشت ، عملیات اجرایی آن با اصرار و سماجت مهرعلیزاده در تابستان سال 1380 شروع شد.
هر چند که سازمان تربیت بدنی متولی احداث این ورزشگاه بود ولی کوتاهی برخی مسوولان قبلی استان که مدیریت آنها در دولت جدید نیز مستمر شده ، در سرعت جذب اعتبارات و احداث آن موثر واقع شد و ورند احداث به درازا کشید.
از حق نباید گذشت که مهرعلیزاده در طول ساخت این ورزشکاه چندین بار به اردبیل آمد و از نزدیک در جریان ساخت این پروژه قرار گرفت. هر چند که بعد از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و برکناری مهرعلیزاده از ریاست سازمان تربیت بدنی ، متاسفانه روند این پروژه ورزشی از حالت اولیه خود فاصله گرفت و به گفته برخی از کارشناسان به علت نامعلومی پارکینگ آن از پروژه یاد شده حذف شد.
با این وصف دولت نهم تبلیغات گسترده ای را در تکمیل ورزشگاه شش هزار نفری رضازاده به نفع خود انجام داد به طوری که هر کس با روند کارهای عمرانی در کشور آشنا نباشد فکر خواهد کرد که طرحهای عمرانی دولتهای گذشته باید در این دولت متوقف می شده ولی مدیران دولت نهم لطف فرموده و آن را تکمیل می کنند.
مدیرکل تربیت بدنی استان اردبیل که بازمانده مدیران کل دولت اصلاحات است با نادیده گرفتن زحمات مهرعلیزاده در ساخت این ورزشکاه و کوچ اجباری به جبهه مدیران مهرورز دولت احمدی نژاد ، در طول این سالها در مصاحبه های رنگین خود ، بارها ساخت و تکمیل این ورزشگاه را مدیون دولت احمدی نژاد اعلام کرد.
مراسم بهره برداری و افتتاح این مجموعه ورزشی با چندین بار تاخیر و به رغم دعوت و رد دعوت حضور چند تیم مطرح فوتسال جهان به تاریخ چهارم اردیبهشت ماه امسال کشانده شد و بالاخره با انصراف تیم ملی فوتسال اسپانیا در آخرین روزهای مانده به افتتاح این مجموعه ورزشی ، مقرر شد که تورنمنت چهار جانبه افتتاحیه این ورزشگاه با حضور تیم ملی تایلند برگزار شود.
مسوولین کشوری و استانی که از سال گذشته برای افتتاح این ورزشگاه تبلیغات وسیعی را آغاز نموده بودند ، با عجله و دستپاچگی تیم ملی تایلند را جایگزین تیم ملی اسپانیا در تورنمنت چهارجانبه کردند ولی غافل از این که تیم نگون بخت تایلند هم که با هزار زحمت و التماس وارد فرودگاه مهرآباد شده بود ، نمی دانست در آسمان اردبیل گرفتار می شود و فرودگاه اردبیل نمی تواند اعضای این تیم را در آغوش بگیرد.
حکایت یک روز بارانی:
برای مراسم افتتاحیه این مجموعه ورزشی معاون اول رییس جمهوری ، رییس سازمان تربیت بدنی و چند تن از قهرمانان ورزشی کشور دعوت شده بودند که برخی از آنها نیز به علت نامساعد شدن وضعیت جوی موفق به حضور در اردبیل نشدند.
در پی لغو پروازهای روز چهارم اردیبهشت ماه فرودگاه اردبیل به علت شرایط نامساعد جوی و بارندگی و عدم حضور مسوولان وعده داده شده و تیم ملی تایلند در برنامه افتتاحیه ، معاون اول رییس جمهوری طی پیامی با اشاره به موفقیت کشور در دستیابی به فناوری هسته ای و سایر موفقیتهای علمی !!! بهره برداری از این مجموعه ورزشی را به ملت ایران و مردم منطقه تبریک گفت چنانکه گویی قبل از این ، هیچ کار مهم و بزرگی در این استان انجام نشده است و مردم مانده اند و مشکل نداشتن ورزشگاه سرپوشیده شش هزار نفری و تبریک گویی حضرات.
هیچگاه تغییر شرایط جوی را نمی توان به حساب مدیران و مسوولان برگزاری مراسم افتتاحیه این ورزشگاه گذاشت ولی می توان سوال کرد که آیا وضعیت جوی در چند روز آینده برای کارشناسان سازمان هواشناسی قابل پیش بینی نبوده است ؟ و آیا نمی شد تیم ملی تایلند را چند روز زودتر و یا چند ساعت زودتر به اردبیل اعزام کرد؟ و اگر این امر نیز ممکن نمی شد آیا مسوولان سازمان تربیت بدنی نمی توانستند از طریق فرودگاه تبریز و با طی مسیر زمینی همچون مهندس علی آبادی میهمانان و اعضای تیم ملی تایلند را به اردبیل اعزام کرده و مراسم افتتاحیه را به طور کامل برگزار کنند؟
در روز افتتاحیه این ورزشگاه سیلی از مشتاقان و دوستداران ورزش فوتسال در یک روز بارانی برای دیدن مراسم افتتاحیه و بازیهای احتمالی در پشت درهای بسته ورزشگاه به صف ایستادند و عده زیادی از کسانی که بلیط ورود در دست داشتند ، موفق به حضور در داخل سالن نشدند.
ناهماهنگی در امر توزیع بلیط و اعطای آن به نورچشمی ها و بر اساس شنیده ها فروش فقط یکهزار برگ آن توسط مسوولان تربیت بدنی به همراه بدرفتاری ماموران نیروی انتظامی با دارندگان بلیط افتتاحیه همه و همه نشانه هایی از بی تدبیری و بی برنامگی مسوولان و متولیان امر بود.
زمانی که استاندار ، معاونان و هیات همراه ناامید از نشستن پرواز در فرودگاه اردبیل به ورودی شماره هشت ورزشگاه بازگشتند ، بی برنامگی تا به آن حد بود که حتی کسی درب مخصوص مقامات و مسوولان را به روی آنها نگشود و به این ترتیب عده زیادی از مدیران استان دقایقی را در پشت درهای بسته ایستادند و در آخر به همراه عده ای از بلیط داران به داخل سالن راه یافتند.
ماموران نیروی انتظامی که مسوولیت برقراری نظم و امنیت بیرون این مجموعه ورزشی را بر عهده داشتند با مهرورزی کامل و تمام و در مواقعی با استفاده از باطوم و اسپری های اشک آور پلیسی از تماشاگران استقبال کردند و اعتراض چند تن از خبرنگاران در این زمینه را نیز به سخره گرفتند.
اما نکته جالبی که در محوطه و اطراف ورزشگاه بیشتر به چشم می خورد ، درگیری لفضی بعضی از مراجعه کنندگان به مراسم افتتاحیه این ورزشگاه با ساکنان اطراف بود. این عده که با خودرو شخصی به ورزشگاه آمده بودند و به علت نبود پارکینگ وقتی مجبور به پارک خودرو خود در جلوی درب منازل محل شدند با اعتراض آنها رو به رو شده و از نتیجه تلاشگری ها و تدبیر متولیان فعلی و قبلی احداث این ورزشگاه به خود بالیدند.
حوادث و اتفاقات داخل سالن مجموعه ورزشی شش هزار نفری رضازاده اردبیل نیز از حوادث بیرونی آن دیدنی تر و شنیدنی تر بود. ورزشگاه لبریز از تماشاگر بود و حتی در جایگاه مخصوص مهمانان که قسمتی از ورزشگاه را به خود اختصاص داده بود ، جای سوزن انداختن وجود نداشت و بسیاری از میهمانان ویژه در صندلیهای بالای سالن به تماشای افتخار آفرینی های ملی پوشان و تیم منتخب اردبیل پرداختند.
چند صندلی پلاستیکی هم که گویا به خبرنگاران اختصاص یافته بود ، به اشغال غیر خبرنگاران در آمد و این زحمتکشان بی ادعا بر حسب وظیفه حرفه ای به طور ایستاده به تهیه خبر پرداختند.
+ نوشته شده توسط اصغر دوستدار در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت
20:47 |